aa منظور از پل صراط چیست؟ :: حوزه علمیه محمودیه شیراز

منظور از پل صراط چیست؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

موضوعات وب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    [URL=http://parstools.com/][IMG]http://gfx.parstools.com/gifanimations-dividers/dividers/dividers-parstools.com-946.gif[/IMG][/URL]

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    ۱۱۴۲۱: پرسش: پل صراط چیست؟ کیفیت عبور از آن چگونه است؟

    پاسخ: صراط در لغت به معنی راه است چنانکه در قرآن نیز بارها به همین منظور استعمال شده است ([۱])منظور از صراط در قیامت ، پلى است كه بر روى دوزخ (يـا داخـل آن ) كـشـيده شده تا انسانها از آن بگذرند.چنانکه شیخ مفید درباره صراط می ­نویسد : صراط- آنگونه که در روایات آمده - پلی است بین بهشت و جهنم که گام­های مومنان برآن ثابت قدم می ماند ولی قدم­های کفار می ­لرزد و به دوزخ می افتند ([۲]) از ويژگي ­هاى صراط آن است كه همه انسان­ها حتى انبيا و اوصيا بايد از آن بگذرند؛ چنانچه قرآن مى فرمايد: « وَ إِن مِّنكمْ إِلا وَارِدُهَا كانَ عَلى رَبِّك حَتْماً مَّقْضِيًّا ثمَّ نُنَجِّى الَّذِينَ اتَّقَوا وَّ نَذَرُ الظلِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا» ([۳]) و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم می شويد؛ اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى می بخشيم؛ و ظالمان را- در حالى كه (از ضعف و ذلّت) به زانو درآمده‏ اند- در آن رها می سازيم.([۴])
    که بدون شک مقصود از ورود به جهنم یا نزدیک شدن به آن ، عبور از روی پل صراط است .([۵])
    در روایتی که تفسیر آیه فوق است از برخی از یاران پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می خوانیم : ما در معناى كلمه ورود اختلاف كرديم ، بعضى گفتند : مؤمن داخل آتش نمی شود ، بعضى ديگر گفتند : همه داخل می شوند ، آنگاه خدا «الذين اتقوا» را نجات می دهد ، تا آنكه من به جابر بن عبد الله رسيدم ، پرسيدم شما چه می گوييد ؟ با دو انگشت خود اشاره به دو گوش خود كرد و گفت : هر دو كر شوند اگر اين را كه می گويم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نشنيده باشم ، شنيدم كه می فرمود : ورود همان دخول است ، هيچ بر و فاجرى نيست مگر آنكه داخل جهنم می شود ، چيزى كه هست همين جهنم براى مؤمنين برد و سلام می شود ، آنطور كه آتش براى ابراهيم برد و سلام شد ، حتى آنكه آتش - و يا فرمود جهنم - از سردى خود به فرياد می آيد ، و خداوند كسانى را كه تقوى پيشه كردند نجات داده و ظالمان را در حالى كه به زانو درآمده ‏اند در آن باقى می گذارد . ([۶])
    کیفیت عبور از صراط:
    كيفيت عبور از صراط اخروى نيز به کیفیت حرکت در صراط دنيوى وابسته است . هر چه مؤمن از افكار، كردار و اخلاق صحيح بهره ­اى بيشتر داشته باشد و به معصومين نزديك­تر شود، سريع­تر از صراط عبور مى كند و بر عكس ، اگر كسى در مكتب اولياى خدا درسى نياموزد و بـه مظاهر مادى و انحرافات دنيوى آلوده شود، سخت و آهسته از صراط عبور خواهد كرد، چنان كه اگر انحرافات او گسترده باشد هرگز از صراط عبور نخواهد كرد.
    مفضل مى ­گويد: از امام صادق (علیه السلام) در مورد صراط پرسيدم فرمود: صراط راه معرفت خداست و دو صراط وجود دارد، يكى در دنيا و ديگرى در آخرت ؛ امّا صراطى كه در دنياست آن امامى است كـه اطاعتش واجب است ؛ كسى كه او را در دنيا شناخت و به هدايت او اقتدا كرد، بر صراطى كه پل جهنم در آخرت است مى­ گذرد و كسى كه او را در دنيا نشناخت ، قدمش در صراط آخرت مى لغزد و در آتش دوزخ مى افتد. ([۷])
    پس عبور از صراط آخرت و کیفیت عبور بستگی به صراطی دارد که در دنیا انتخاب کرده ایم.
    در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می ­خوانیم : مردم وارد آتش می شوند سپس با توجه به اعمالشان از آن (صراط ) عبور می ­کنند : اولین گروه مانند جهش برق از آن می­ گذرند، برخی مانند حرکت باد ، عده­ ای مانند اسب سوار ، برخی مانند سواره و عده ­ای مانند آدمی که تند می ­رود و بعضی مانند انسانی که راه می رود ...([۸])
    مومنان نه تنها به سرعت از صراط عبور می ­کنند بلکه به فرموده رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) ،وقتى مؤمن بر صراط مى ­گذرد شعله­ هاى آتش دوزخ خاموش مى شود و مى گويد: اى مؤ­من زود بگذر كه نور تو، شعله هاى مرا خاموش كرده است .([۹])
    پاورقی:
    [۱] ر ک : فاتحة ۶ / بقرة ۱۴۲، ۲۱۳ /آل عمران ۵۱ ،۱۰۱ / انعام ۳۹ /طه ۱۳۵ /مؤمنون ۷۳ / صافات ۱۱۸و...
    [۲] أوائل المقالات، شيخ مفيد ص ۷۹/و نیز رک شرح مسلم - نووي ج ۱۶ ص ۵۸ تفسير الميزان ، ج ۸ ص ۱۲۷/منازل الآخرة والمطالب الفاخرة- شيخ عباس قمي ص ۲۳۳
    [۳] مریم ،۷۱-۷۲
    [۴]
    [۵] در تفسير اين دو آيه و این که آیا همه وارد جهنم می شوند در ميان مفسران گفتگوى دامنه‏ دارى است، بعضى از آنان معتقدند كه ورود در اينجا به معنى نزديك شدن و اشراف پيدا كردن است ، يعنى همه مردم ، خوبان و بدان ، بدون استثنا براى حسابرسى يا براى مشاهده سرنوشت نهائى بدكاران ، به كنار جهنم می آيند ، سپس خداوند پرهيزگاران را رهائى می بخشد و ستمگران را در آن رها می كند.علامه طباطبایی به این نظریه متمایل است.( الميزان في تفسير القرآن ج : ۱۴ ص : ۹۰) ولی اكثر مفسران معتقدند ورود در اينجا به معنى دخول است(مجمع البيان ج : ۶ ص : ۸۱۲) و به اين ترتيب همه انسانها بدون استثناء ، نيك و بد ، وارد جهنم می شوند ، منتها دوزخ بر نيكان سرد و سالم خواهد بود که نویسندگان نمونه این نظریه را انتخاب کرده اند (ر ک : تفسير نمونه ج : ۱۳ ص : ۱۱۹)
    [۶] مجمع البیان ، همان
    [۷] بحارالانوار ، ج ۸ ، ص ۶۶
    [۸] مجمع البیان ، همان
    [۹] مستدرک الوسائل ، ج ۴ ، ص 388

     

    گرچه آگاهى تفصیلى نسبت به حقایق مربوط به قیامت و جهان پس از مرگ که عالمى است برتر و بالاتر از این جهان، براى اهل دنیا غیر ممکن است، ولى این امر مانع از آگاهى اجمالى نسبت به آن نخواهد بود!.

    آنچه از آیات و روایات اسلامى استفاده مى شود، این است که صراط پلى است بر دوزخ در مسیر بهشت که نیکان و بدان بر آن وارد مى شوند، نیکان به سرعت از آن مى گذرند و به نعمتهاى بى پایان حق مى رسند، و بدان سقوط کرده، سرازیر دوزخ مى شوند!، حتى از پاره اى از روایات استفاده مى شود که سرعت عبور مردم از آن بستگى به میزان ایمان و اخلاص و اعمال صالح آنها دارد.

    در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «بعضى مانند برق از آن مى گذرند، و بعضى همچون اسب تیزرو، بعضى با دست و زانوها، بعضى همچون پیادگان، و بعضى به آن آویزان مى شوند (و مى گذرند) گاه آتش دوزخ از آنها چیزى را مى گیرد و چیزى را رها مى کند»(1).

    چرا باید از روى جهنم به سوى بهشت رفت؟ در اینجا نکات لطیفى است.

    از یکسو بهشتیان با مشاهده دوزخ قدر عافیت بهشت را بهتر مى دانند، و از سوى دیگر وضع صراط در آنجا تجسمى است از وضع ما در اینجا، باید ار روى جهنم سوزان شهوات گذر کرد و به بهشت تقوا رسید، و از سوى سوم تهدیدى است جدّى براى همه مجرمان و آلودگان که سرانجام گذرگاهشان از این راه باریک خطرناک است.

    لذا در حدیث «مفضل بن عمر» مى خوانیم که مى گوید از امام صادق(علیه السلام) درباره «صراط» سؤال کردم فرمود: صراط همان طریق به سوى معرفت و شناخت خداوند متعال است.

    سپس افزود: دو صراط است، صراطى در دنیا و صراطى در آخرت، و امّا صراط در دنیا همان امام واجب الاطاعه است، هرکس او را بشناسد و به هدایت او اقتداء کند از صراطى که پلى است بر جهنم در آخرت مى گذرد، و هر کس او را در دنیا نشناسد قدمش بر صراط آخرت مى لرزد و در آتش جهنم سقوط مى کند»(2).

    در تفسیر امام حسن عسکرى(علیه السلام) این دو صراط (صراط دنیا و آخرت) به صراط مستقیم معتدل بین «غلّو» و «تقصیر» و «صراط آخرت» تفسیر شده است(3).

    این نکته نیز قابل توجّه است که در روایات اسلامى عبور از این راه پر خطر مشکل شمرده شده است، در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) (وهم از امام صادق (علیه السلام)) آمده است: اِنَّ عَلَى جَهَنَّمَ جِسْراً اَدَقُّ مِنْ الشَّعْرِ وَ اَحَدُّ مِنْ السَّیفِ: «بر دوزخ پلى است باریکتر از مو و تیزتر از شمشیر»!(4).

    صراط «مستقیم» و حقیقت «ولایت» و «عدالت» در این دنیا نیز چنین است، باریکتر از مو، و تیزتر از شمشیر، چرا که خطّ مستقیم خط باریکى بیش نیست، و بقیه هر چه هست خطوط انحرافى در چپ و راست است.

    و طبیعى است که صراط قیامت که تجسّم عینى از این صراط است چنین باشد.

    ولى با این حال همان گونه که قبلاً نیز اشاره شد گروهى با سرعت در سایه ایمان و اعمال صالح از این جاده خطرناک مى گذرند.

    بدون شک ارتباط با پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و خاندان رسول الله (صلى الله علیه وآله)مى تواند عبور از این جاده مخوف را آسان سازد، در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: اِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ وَ نُصِبَ الصِّراطُ عَلَى جَهَنَّمَ لَمْ یَجُزْ عَلَیْهِ اِلا مَنْ کانَ مَعَهُ جَوازٌ فیه وَلایَةُ عَلیِّ بْنِ اَبی طالِب(علیه السلام)!: «روز قیامت هنگامى که صراط روى جهنم قرار داده شود تنها کسانى از آن عبور مى کنند که اجازه اى داشته باشند و در آن اجازه ولایت علی بن ابی طالب(علیه السلام) بوده باشد»(5).

    نظیر همین معنى به تعبیر دیگر درباره بانوى اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آمده است.

    بدیهى است ولایت على(علیه السلام) و فاطمه (علیه السلام) از ولایت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و علاقه به قرآن و اسلام و سایر پیشوایان معصوم جدا نیست، در واقع تا ارتباطى از نظر ایمان و اخلاق و عمل، با این پیشوایان بزرگ برقرار نباشد عبور از صراط ممکن نیست، و در این زمینه روایات متعددى وارد شده است، (علاقمندان براى آگاهى بیشتر مى توانند به بحارالانوار جلد 8 فصل صراط، مخصوصاً روایات 12، 13، 14، 15، 16، 17 مراجعه کنند).

    آخرین سخن در اینجا درباره بعد تربیتى ایمان به چنین صراطى است، گذرگاه مخوف، لغزنده، خطرناک، باریکتر از مو، تیزتر از شمشیر، گذرگاهى که مواقف و ایستگاههاى متعددى دارد، و در هر موقف از چیزى سؤال مى کنند، در یک جا از نماز، جاى دیگرى از امانت وصله رحم، جائى از عدالت، و مانند آن، گذرگاهى که اجازه عبور از آن بدون ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امیرمؤمنان على(علیه السلام) و تخلّق به اخلاق آنها امکان پذیر نیست، و بالاخره گذرگاهى که هرکس به مقدار نور ایمان و عمل صالحش توانائى عبور از آن را دارد، و اگر کسى نتواند به سلامت از آن بگذرد سقوطش در دوزخ حتمى است، و هرگز به کانون نعمتهاى معنوى و مادى پروردگار، یعنى بهشت راه نخواهد یافت.

    توجّه به این معانى، و ایمان به آن بدون شک بازتاب گسترده اى در اعمال انسان و تربیت او خواهد داشت، و او را به دقت هرچه بیشتر در انتخاب راههاى زندگى، و جدا سازى دقیق حق از باطل، و تخلق به اخلاق اولیاء الله وادار مى سازد.(6)


     

    1 ـ امالى صدوق مجلس 33.

    2 ـ معانى الاخبار صفحه 32 حدیث1.

    3 ـ بحار جلد 8 صفحه 69 حدیث 18.

    4 ـ میزان الحکمه جلد 5 صفحه 348 ـ در حدیث امام صادق(علیه السلام) به جاى جمله: انّ على جهنّم جسْراً کلمه الصراط آمده است (بحار جلد 8 صفحه 64 حدیث 1).

    5 ـ بحار الانوار جلد 8 صفحه 68 حدیث 11.

    6 ـ تفسیر پیام قرآن 6/191

    منظور از حقب در پل صراط چیست؟

    طبق آیه ۷۱ سوره مریم همه از پل صراط ، پلی که از جهنم می‎گذرد رد خواهیم شد. با حرارت، با تیزاب، با تلخی، با درد و با... هرچه ناخالصی‏ها و چرک‏ها در عمق بیشتری در ما نفوذ پیدا کرده باشند«حُقب» بیشتری باید تحمل کرد تا آنها خارج شوند.

    به گزارش مهر، اجل هرکسی در این دنیا دیر یا زود می‏رسد و او را هرچند مدت کوتاهی در این دنیا زندگی کرده به پاداش و یا مجازاتش می‏رسانند، ولی پاداش یا مجازاتی عادلانه‎ که بر اساس نیت اوست. نیت مؤمن این است که برای الی الأبد عبادت کند بنابراین پاداش عادلانه او بهشت ابدی است. نیت کافر هم این است که الی الأبد نافرمانی کند جزای عادلانه او هم جهنم ابدی است.

    نیت این است که اگر عمر دوباره هم بگیری به همین نحو که تا کنون زندگی کرده‏ای زندگی کنی، خوب به نسبت گناهانت، نه حجم گناهانی که در این عمر کوتاه انجام داده‏ای یا انجام خواهی داد، بلکه به نسبت گناهانت نسبت به عمرجاودان، چرک تولید کرده‏ای که باید به روش‏های عذاب پاک شوی.

    درحدیث نبوی می‏فرماید:«مردم مثل سنگ معدن طلا و نقره هستند» یعنی وجود مردم گوهری ارزشمند و گرانبها است. انسان‏ها هرچند جواهرند ولی باید درجه ناخالصی‏اشان پاک شود. گوهر وجودیشان در زیر ناخالصی‎ها پنهان شده و دیگر فرصتی نیز برای اینکه خودش با دست خودش ناخالصی‏ها را جدا کند ندارد. شک نیست که او جواهر است ولی باید موانع، حجاب‏ها، چرک‏ها، برطرف شوند تا جواهر براق و درخشان آشکار شود. اگر چرک‏ها نازک است، در برزخ ، اگر ضخیم است در مراحل هولناک قیامت و اگر این چرک‏ها در لایه لایه وجود او رسوخ کرده باشد ( مثل رگه‏های ناخالصی در جواهراتی از جمله فیروزه) باید او را به کوره بسپاریم تا در اثر حرارت، آن ناخالصی‏ها از او جدا شوند.

    با حرارت، با تیزاب، با تلخی ، با درد و با... هرچه ناخالصی‏ها و چرک‏ها در عمق بیشتری نفوذ پیدا کرده باشند«حُقب» بیشتری باید تحمل کند تا آنها خارج شوند. البته یک حقب معادل بیست و یک میلیون و ششصد هزار سال زمان دنیا است.

    آخر باید این جواهر ارزشمند پدیدار شود تا نزد همجنسانش برود و بالاخره می‏رود. اما بعضی از اینها را که یک روز جواهر ناب بوده‏اند با آب می‏شوییم جواهری دیده نمی‏شود، با آب گرم می‏شوییم ، جواهری هویدا نمی‏شود، اسید می‏ریزیم خیر، می‏تراشیم ، خیر، داخل کوره می‏اندازیم، چند درصدش ذوب می‏شود ( فرض کنید یک حقب) هرکار می‏کنیم درصدی از جواهر بدست نمی‏آید یعنی برخی‎ها بیشترین حرارت و عذاب را هم ببینند وجودشان به تعبیرامام(ره) قلبش هم ذوب و هم جنس جهنم شد ولی هیچ ذره‏ای از وجودش نور و جواهر نمانده بود که با سوختن چرک‏ها و اضافات، جواهرآشکار شود.

    منظور از «پل صراط» چیست؟

     
    پل صراط

    رهروان ولایت ـ با دقت در آیات قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم‌السلام) خواهیم دید، یکی از مباحثی که در روز قیامت وجود دارد و یکی از مراحل حرکت آدمی برای رسیدن به زندگی ابدی، بحث «صراط» است؛ در بسیاری از روایات گفته شده است در روز قیامت پلی به نام «صراط» وجود که همه انسان‌ها از روی آن‌ها عبور می‌کنند. حال باید دید منظور از این صراط چیست و آیا همین معنا را دارد یا خیر؟

    از ظاهر روایاتی که در شرح صراط آمده است، به دست می‌آید که «صراط» نام پلی است که بر روی جهنم کشیده شده است و به بهشت ختم می‌شود و تمام انسان‌ها از روی آن عبور می‌کنند، مومنین و اهل ایمان، به راحتی از روی آن عبور کرده و به بهشت برین خواهند رسید و کُفّار و اهل معصیت از روی آن سقوط کرده و وارد جهنم می‌شوند؛ به طور مثال پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «هنگامی‌که قیامت بر پا شود، بر روی جهنم صراط نصب می‌شود و هیچ کس حق عبور از آن را ندارد مگر کسی که جواز عبور را داشته باشد؛ آن اجازه‌نامه ولایت علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) است».[1]

    هم‌چنین آن حضرت، در روایت دیگری فرمود: «یا علی در روز قیامت من و تو و جبرائیل بر روی صراط می‌ایستیم و به هیچ کس حق عبور نمی‌دهیم مگر این‌که به ولایت تو چنگ زده باشد».[2]

    ابن عباس نیز در حدیثی نقل می‌کند: «بر روی جهنّم پلی است که هفت مرحله دارد، در مرحله اول، از انسان راجع به شهادت به «لا إله إلا الله» پرسیده می‌شود، اگر توانست پاسخ دهد به مرحله دوم می‌رسد؛ در مرحله دوم از نماز پرسیده می‌شود، اگر نمازش کامل باشد، به مرحله سوم می‌رود؛ در این مرحله از «زکات» پرسیده می‌شود، اگر کامل باشد، به مرحله چهارم می‌رسد؛ در این مرحله از «روزه» سوال پرسیده می‌شود، اگر کامل باشد، به مرحله پنجم می‌رسد؛ در این مرحله از «حج» پرسیده می‌شود، اگر کامل باشد به مرحله ششم می‌رسد؛ در این مرحله از «عمره» پرسیده می‌شود که اگر کامل باشد به مرحله هفتم می‌رسد؛ در این مرحله از «حقوق مردم» پرسیده می‌شود؛ اگر از همه این مراحل سالم بگذرد وارد بهشت می‌شود؛ و الا در هر مرحله‌ای که کم داشته باشد، او را نگه می‌دارند تا عملش را کامل کند».[3]

    بسیاری از علمای شیعه معتقداند که با توجه به ظاهر این روایات، «صراط» پلی است که روی جهنم وجود دارد و به سمت بهشت کشیده شده است؛ شیخ مفید(رحمه‌الله‌علیه) در این باره می‌گوید: «همانا «صراط» پلی است که بین جهنم و بهشت وجود دارد و قدم‌های مومنین بر آن ثابت بوده و از آن عبور می‌کنند و قدم‌هاي کفار، بر روی آن می‌لغزد و در آتش سقوط می‌کنند».[4] شیخ صدوق(رحمه‌الله‌علیه) نیز همین نظر را برگزیده است.[5]

    علامه طباطبایي(رحمه‌الله‌علیه) نیز در این باره می‌نویسد: «این صراط، پلی است که کشیده شده است بر روی جهنم و همه خلایق از روی آن عبور خواهند کرد چه مومن باشند و چه کافر و خداوند، مومنین را نجات می‌دهد».[6] آیت الله سبحانی(حفظه‌الله) نیز معتقد است با توجه به ظاهر آیات و روایات، ما وجود صراط را با همین معنای حقیقی می‌پذیریم، ولی در مورد کیفیت آن اظهار نظر نمی‌کنیم و چگونگی آن‌را به خداوند متعال و روز قیامت واگذار می‌کنیم؛ یعنی ظاهر روایات را حمل بر چیز دیگری نمی‌کنیم و می‌گوییم با همین معنا درست است ولی نحوه آن‌را نمی‌دانیم.[7]

    برخی دیگر از علما معتقداند نباید به ظاهر این آیات و روایات اخذ نمود و معنای ظاهری آن‌ها مد نظر نیست؛ بلکه استعاره و تمثیل است و منظور از «صراط» چیز دیگری است و اصلاً چیزی مانند پل وجود ندارد؛ آنان معتقداند جهنم ملكوت دنياست و صراطى كه بر روى آن كشيده می‌شود، راهى است كه انسان بايد در نفس خود طى كند، تا به مقصود كه خداست نائل گردد و چون اين راه را انسان در دنيا طى می‌كند.

    بنابراين اين صراط نيز بر روى جهنم قرار می‌گيرد و چون هر كس حتماً بايد با مجاهده نفس (در دنيا) با شهوات، بر مقصود برسد، عبور از جهنم براى تمام افراد حتى انبياء و اولياى خدا ضرورى است. لذا وقتي‌كه آيه كريمه نازل شد: «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا»[مریم-71] از رسول خدا سوال كردند: شما هم وارد جهنم می‌شويد؟ فرمودند: بله و لكن ما مانند برق خاطف از آن عبور خواهيم کرد». بنابراین، معنى صراط، عبور از ملكات و اخلاق رذيله و صفات ناستوده است، هر كه اصلاً آلوده نشد، چون برق خاطف عبور كند و اگر فى‌الجمله آلوده شد، چون شخصى اسب سوار و هم‌چنين تا آن‌كه بسيار آلوده گردد در جهنم به صراط آويزان شده و آتش، او را فرا گيرد.[8]

    در نتیجه: راجع به «صراط» دو نظر وجود دارد؛ عده‌ای از علما به ظاهر روایات اخذ کرده و معتقداند در روز قیامت بر روی جهنم پلی قرار دارد که تمام انسان‌ها باید از روی آن عبور کنند. عده‌ای دیگر معتقداند این روایات استعاره و کنایه است و چنین پلی وجود ندارد، بلکه منظور از جهنم، دنیا است و منظور از پل، عبور از دنیا و زهد در دنیا.

    --------------------------------------------

    پی‌نوشت:

    [1]. بحار الأنوار، ج‏8، ص: 68.
    [2]. شیخ صدوق، الاعتقادات، ص: 70.
    [3]. بحار الأنوار، ج‏8، ص: 64.
    [4]. أوائل المقالات، ص: 79.
    [5]. الاعتقادات، ص: 70.
    [6]. الرسائل التوحيدية، ص: 243.
    [7]. الإلهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ج‏4، ص: 272.
    [8]. امام شناسى، ج‏1، ص: 168.

     

    ماهیت صراط در قیامت چیست؟
     
     
    آیت‌الله مظاهری در ادامه سلسله مباحث اخلاقی خود در اصفهان با اشاره به ماهیت صراط در قیامت اظهار داشتند: از آیات قرآن کریم استفاده می‌شود که راه بهشت از جهنّم مي‌گذرد و همۀ انسان‌ها بايد آن راه را طى كنند و گريزي از آن ندارند. سپس، اگر بهشتى باشند از جهنّم مي‌گذرند و به بهشت مي‌رسند و اگر جهنّمى باشند، نمي‌توانند از جهنّم خارج شوند.

    به نقل از خبرگزاری حوزه، معظم‌له افزودند: اينکه در بين عوام مشهور شده که پلي در قيامت تعبيه شده است و همه بايد از روي آن پل بگذرند، صحيح نيست و گفته‌هايي که در اين زمينه وجود دارد، نظير اينکه شاعر مي‌گويد: «هر که از پل بگذرد، خندان بود»، يک مثال عوامانه بيش نيست، بلکه منظور آن است که راه بهشت از جهنّم می گذرد.
    آیت‌الله مظاهری دنیا و آخرت را به مثابه یک سکه دو رو دانسته و یادآور شدند: در قضيّۀ عبور همگاني از جهنّم، نکتۀ دقيقي وجود دارد و آن این است که باطن اين دنيا همان آخرت است و ظاهر آخرت، اين دنياست و در حقيقت، دنیا و آخرت مانند يک سکۀ دو رو عمل می‌کنند؛ به اين معنا که هر کس در دنيا بتواند نفس اماره را مطیع خود کند و از صفات رذيله بگذرد و هوي و هوس و شيطان درون و شيطان برون را تحت کنترل خود در آورد، در قيامت مي‌تواند از آتش جهنّم بگذرد. اما کساني که در اين دنيا تسلیم نفس اماره شده و در اثر تبعيّت از هوي و هوس نابود شده‌ و غرق در تجمل گرايي شده‌اند و صفات رذيله، مانند حسادت، تکبّر، خودخواهي و منيّت بر آنها مسلّط گشته است، در روز قيامت هم آتش جهنّم آن‌ها را در خود می‌بلعد.
    معظم‌له مسئله شفاعت را از مسلمات عقاید شیعه عنوان کردند و افزودند: مسئله شفاعت از مسلمات عقاید شیعه است و دارای سه مرتبه مهم است که در قیامت حتماً وجود دارد اما بنابر فرمایش حضرت امام رضا(علیه السلام) که «انا من شروطها» شفاعت هم شرط دارد و شرط آن این است که در نامه عمل انسان نشانی از تشیع وجود داشته باشد.


    متن سخنان معظم‌له به شرح ذیل است:
    بسم‌الله الرّحمن الرّحيم

    «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي»
    در جلسات گذشته و در ادامۀ مبحث«ياد معاد، مانع سقوط انسان» ، پيرامون منازل بعد از مرگ و از جمله راجع به قبر، برزخ، نفخ صور، اجتماع تمام آدميان و حسابرسى به اعمال، مطالبي بيان شد و در اين جلسه به ادامۀ مباحث مي‌پردازيم.


    ماهيت صراط در قيامت
    از آيات نوراني قرآن کريم استفاده مي‌شود كه راه بهشت از جهنّم مي‌گذرد و همۀ انسان‌ها بايد آن راه را طى كنند و گريزي از آن ندارند. سپس، اگر بهشتى باشند از جهنّم مي‌گذرند و به بهشت مي‌رسند و اگر جهنّمى باشند، نمي‌توانند از جهنّم خارج شوند:
    «وَ انْ مِنْكُمْ الّا وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً ثُمَّ نُنَجِّى الَّذينَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيّاً».[1]
    و همه شما وارد جهنّم مى‏شويد، اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت، سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مى‏بخشيم و ستمگران را كه به زانو در آمده‏اند در آن رها مى‏سازيم.
    بنابراين، اينکه در بين عوام مشهور شده که پلي در قيامت تعبيه شده است و همه بايد از روي آن پل بگذرند، صحيح نيست و گفته‌هايي که در اين زمينه وجود دارد، نظير اينکه شاعر مي‌گويد: «هر که از پل بگذرد، خندان بود»، يک مثال عوامانه بيش نيست، بلکه منظور آن است که راه بهشت از جهنّم می گذرد.
    بر اساس اين آيۀ شريفه، همه از جهنّم رد مي‌شوند و خداوند متعال، شیعیان متّقي، يعني کساني که علاوه بر شعار و اعتقاد قلبي، در عمل نيز شيعه و پيرو اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» بوده‌اند را نجات مي‌دهد. گويا جهنّم حیات دارد، حرف می‌زند و شیعۀ واقعی را می‌شناسد که آنان به سلامت از جهنّم مي‌گذراند.
    اما کساني که در دنيا ستمگر بوده‌اند، يعني به خود، به خداوند يا به مردم، ظلم کرده‌ و در واقع متّقي نبوده‌اند، در جهنّم مي‌مانند و هنگام عبور از جهنّم، یارای رفتن ندارند، زانوهايشان خم مي‌شود و در قعر جهنّم فرو می‌روند. به عبارت دیگر جهنّم آن‌ها را می‌بلعد.
    سپس، خداوند تعالي مي‌فرمايد: در قيامت هر امتی پشت سر امامش حاضر می‌شود:
    «يَومَ‏ نَدْعُوا كُلَّ اناسٍ بِامامِهِمْ فَمَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فِاولئِكَ يَقْرَءُونَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلًا وَ مَنْ كانَ فى‏ هذِهِ اعْمى‏ فَهُوَ فِى الْاخِرَةِ اعْمى‏ وَ اضَلُّ سَبيلًا».[2]
    «روزى كه هر گروهى را با پيشوايشان مى‏خوانيم، كسانى كه نامه عملشان به دست راستشان داده مى‏شود آن را مى‏خوانند و به اندازه رشته شكاف هسته خرمايى به آنان ستم نمى‏شود امّا كسى كه در اين جهان (از ديدن حقّ) نابيناست در آخرت نيز نابينا و گمراه‌تر است».
    طبق اين آيۀ شريفه، کساني که در اين دنيا راه را گم کرده و در واقع، باطن آنان نابينا بوده است، در قيامت نيز راه را گم مي‌کنند و در جهنّم فرو مي‌روند. امّا آنان که در دنيا بينا بوده‌اند و صراط هدايت و رستگاري که همان راه اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» است را يافته‌اند و در آن راه حرکت کرده‌اند، در قيامت نيز در صراط هدايت و به دنبال امامان و پيشوايان خود، به بهشت مي‌روند؛ به اين معنا که اميرالمؤمنين يا يکي از ائمۀ طاهرین«سلام‌الله‌عليهم» به جلو مي‌روند و شيعيان به دنبال آن انوار مقدس حرکت می‌کنند. بدیهی است وقتي آتش به امامان مي‌رسد، اظهار ادب می‌کند و ایشان بلافاصله به بهشت وارد مي‌شوند.
    اما کساني که ولایت حضرت علي«سلام‌الله‌عليه‌» را ندارند و به عبارت دیگر کساني که در دنيا از آن حضرت پیروی نداشته‌‌اند، در جهنّم مي‌مانند و گم مي‌شوند و جهنّم آن‌ها را مي‌بلعد.


    دنيا و آخرت، به مثابۀ يک سکّۀ دو رو
    در قضيّۀ عبور همگاني از جهنّم، نکتۀ دقيقي وجود دارد و آن این است که باطن اين دنيا همان آخرت است و ظاهر آخرت، اين دنياست و در حقيقت، دنیا و آخرت مانند يک سکۀ دو رو عمل می‌کنند؛ به اين معنا که هر کس در دنيا بتواند نفس اماره را مطیع خود کند و از صفات رذيله بگذرد و هوي و هوس و شيطان درون و شيطان برون را تحت کنترل خود در آورد، در قيامت مي‌تواند از آتش جهنّم بگذرد. اما کساني که در اين دنيا تسلیم نفس اماره شده و در اثر تبعيّت از هوي و هوس نابود شده‌ و غرق در تجمل گرايي شده‌اند و صفات رذيله، مانند حسادت، تکبّر، خودخواهي و منيّت بر آنها مسلّط گشته است، در روز قيامت هم آتش جهنّم آن‌ها را در خود می‌بلعد.
    در واقع، آتش جهنّم به واسطۀ خود انسان روشن می‌شود و اگر کسي در اين دنيا نتواند هوي و هوس را مهار کند و از شيطان درون و برون بگذرد، در قيامت هم نمي‌تواند آتش جهنّم را مهار کند.
    ظاهراً اين آيه، با اشاره به همین نکتۀ ظريف، می‌فرمايد: همان‌گونه که در دنیا انسان دو بُعدي است و از بعد حيواني و انساني تشکيل شده است و همان‌گونه که در دنيا بايد از بعد حيواني استفاده صحیح کند و مانند بُراق و مرکب بر آن سوار شود تا به عرش خدا برسد، در قيامت نيز دو بعدي است و با بعد انساني و معنوي به بهشت مي‌رود و بعد حيواني، او را در جهنّم نگاه مي‌دارد.
    به عبارت روشن‌تر، همان‌طور که در دنيا گاهي به جاي غلبۀ بعد روحي و معنوي بر بعد جسمي و حيواني، بعد جسمي بر بعد روحي غلبه مي‌کند و نفس اماره، انسان را مهار مي‌کند و شيطان درون و برون بر او مسلّط می‌شوند، در قيامت نيز با غلبۀ بعد حيواني، خواه ناخواه به جهنّم مي‌رود و جهنّم او از همين جا شروع مي‌گردد.
    در حقيقت، «و اِن مِّنکُم اِلّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَی رَبِّکَ حَتماً مَّقضِیّاً»، يعني راه بهشت، ‌تقوا است و ّ اگر انسان نتواند از آن راه بگذرد، يعني اگر فاسق و ظالم و فاجر باشد،«وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيّاً»، در جهنّم خواهد ماند.
    بنابراين بايد انسان فکري براي قيامت و به خصوص براي صراط آن بکند تا بتواند به سلامت، از جهنّم بگذرد و به بهشت برسد. ما بايد در دنيا به گونه‌اي عمل کنيم که در قيامت، اميرالمؤمنين، حضرت زهرا، امام حسين و حضرت زينب«سلام‌الله‌عليهم» به جلو باشند و ما به دنبال آن‌ها باشيم و مانند برق جهنده وارد بهشت شويم و با اهل بيت «سلام‌الله‌عليهم» محشور گرديم که حشر با اهل‌بيت، از هر قصر و حورالعين و از هر بهشتي، برتر و بالاتر است.


    *شفاعت از مسلمات عقاید شیعه
    مسألۀ شفاعت، از مسلّمات عقايد شيعيان است و در قيامت، حتماً وجود دارد، زيرا قرآن کريم، در آيات مختلفي بر آن تصريح فرموده است:
    «مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»[3]
    «وَلايَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏»[4]
    در قيامت وقتي برخي از شيعيان به جهنّم مي‌روند، ملائکه و اهل جهنّم تعجّب مي‌کنند که چگونه شيعه‌اي به جهنّم آمده است!؟ لذا از ايشان سؤال مي‌کنند که چرا به جهنّم آمديد؟ آن‌ها پاسخ مي‌دهند: ما را از راهي آوردند که به اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» دسترسي نداشتيم که بخواهيم مورد شفاعت واقع شويم! به تعبير قرآن کريم:
    «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ»[5]


    *معاني و مراتب شفاعت
    شفاعت سه مرتبۀ مهم دارد و هر سه مرتبه، در قيامت وجود دارد:
    يکي از معاني شفاعت آن است که برخي از افراد، مشمول دعاي اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» مي‌شوند. ائمّۀ معصومين«سلام‌الله‌عليهم» دعا مي‌کنند و از خداوند رحمان مي‌خواهند که اين افراد آمرزيده شوند و پروردگار عالم نيز دعاي آنان را مستجاب مي‌کند. همانگونه كه خداوند در قرآن شريف به گناهكاران امر كرده كه نزد پيامبر بروند و از او بخواهند تا براى آنها استغفار فرمايد:
    «وَ لَوْ انَّهُمْ اذْ ظَلَمُوا انْفُسَهُمْ جاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً»[6]
    استاد بزرگوار ما، حضرت امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌ ليه» در کتاب کشف‌الاسرار، در ردّ کسروي و کسروي منش‌ها، شفاعت را این‌گونه معنا کرده‌اند که ائمّۀ طاهرين«سلام‌الله‌عليهم» مستجاب‌الدّعوه هستند و کساني که لياقت شفاعت داشته باشند، با دعا و استغفار اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم»، بهشتي مي‌شوند.


    معناي دوّم شفاعت، واسطه‌گري است و واسطه‌گري دو جنبه دارد:
    جنبۀ اوّل آن است که هاديان مردم در دنيا، در آخرت نيز هادي خواهند بود و هدايت آنان در قيامت، منجر به وساطت براي رفتن بندگان به بهشت مي‌شود. توضيح اينکه پيامبر گرامى و اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» در اين دنيا هدايت‌گر مردم بوده‏اند و در آخرت نيز هدايت‌گرى ايشان باقى است و افراد لايق را به بهشت مي‌رسانند. از اين جهت عالمان دين و كسانى كه موجب هدايت ديگران شده‏اند نيز مى‏توانند شفاعت كنند و هر كسى در اين دنيا هدايتش بيشتر باشد، در آخرت شفاعتش بيشتر خواهد بود و مسلّم است که چهارده معصوم«سلام‌الله‌عليهم» بيشتر از ديگران شفاعت مى‏كنند.
    جنبۀ دوّم واسطه‌گري آن است که امام حسين«سلام‌الله‌عليه» و ساير حضرات معصومين«سلام‌الله‌عليهم» نزد خداوند متعال آبرو دارند و در پرتو اين آبرو، براي آمرزش افراد لايق واسطه مي‌شوند و خداوند متعال هم شفاعت ايشان را مي‌پذيرد و آن بندگان را مي‌آمرزد.
    معناي سوّم شفاعت که بسياري از بزرگان نيز بر آن تأکيد دارند، اختيار تامّ براي شفاعت است. يعني معصومين«سلام‌الله‌عليهم» اختيار تام دارند افرادي را که لايق و شايستۀ شفاعت هستند، شفاعت کنند و به بهشت ببرند. قرآن کريم خطاب به پيامبر اکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآل ‌وسلّم» مي‌فرمايد:
    «وَ لَسَوْف َيُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏»[7]
    در روايات، اين آيه به شفاعت تعبير شده است[8] و در روايتي آمده است: در روز قيامت هرکس به فکر خويش است و نجات خود را از خداوند متعال مي‌خواهد، ولي پيامبر اکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآل ‌وسلّم» نگران امّت خود هستند و مرتّب درخواست نجات آنان را مي‌کنند؛ لذا به ايشان خطاب مي‌شود: گناهان امّت تو را خواهم آمرزيد مادامي که به من شرک نورزيده باشند و با دشمنان من دوستي نکرده باشند.[9]
    استاد بزرگوار ما علامه طباطبائي«رضوان‌الله‌تعال ي‌عليه» نکتۀ دقيق و شيريني مي‌فرمودند و مي‌گفتند: معنا ندارد که پیغمبر اکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآل ‌وسلّم»بدون امّتشان به بهشت بروند. پيغمبر اکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآل ‌وسلّم»راضي نمي‌شوند که به تنهايي به بهشت بروند؛ لذا اگر کسي لياقت شفاعت داشته باشد، مورد شفاعت واقع مي‌شود.
    در روايت مشهوري نقل شده است که در روز قيامت، نگهبان‌هاي بهشت و جهنّم، کليد بهشت و جهنّم را از طرف خداوند متعال به پيغمبر اکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآل ‌وسلّم»مي‌دهند و ايشان اختيار تام دارند که هر کاری انجام دهند. سپس پيغمبر اکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآل ‌وسلّم» کليد بهشت و جهنّم را به اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌ع ليه»مي‌دهند و مي‌فرمايند اختيار تامّ از تو است. هر که ولايت و لياقت دارد، او را شفاعت کن.[10]
    به راستي اگر کسي لايق باشد و در مسير اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم»گام بردارد، مشمول شفاعت خواهد شد.


    رابطۀ ميزان و شفاعت
    در جلسۀ گذشته بيان شد که ميزان در قيامت، اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» هستند. وقتي کسي اعمال خود را با ميزان حقيقي يعني اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌ع ليه»بسنجد و خود را با ايشان تطبيق کند، اگر تطابق او قابل ملاحظه باشد، مسلّماً مي‌تواند مشمول شفاعت شود و به بهشت برود.
    اگر کسي به طور کلي در اعمال و رفتار خود، از اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم»متاب عت کند، گرچه استحقاق بهشت را هم نداشته باشد، ولي چنين کسي نيز در پرتو شفاعت اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» استحقاق بهشت را پيدا مي‌کند، زيرا حضرات معصومين«سلام‌الله‌عليهم» اختيار تام دارند که هرکسي که تابع آن‌هاست، بهشتي کنند.
    امّا چنانچه متابعتي در کار نباشد و تطابقي بين عملکرد افراد با سيره و روش معصومان«سلام‌الله‌عليهم» نباشد، شفاعت نيز نخواهد بود. بدون متابعت عملي و پيروي از اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم»، ميزان اعمال سبک خواهد بود. البته مثل آن‌ها بودن، نه امکان پذير است و نه از ما خواسته شده است، بلکه همين مقدار که شباهتي وجود داشته باشد و اعمال ما در مسير رضايت آن‌ بزرگواران که رضاي خدا در آن است، انجام شود، کافي است و انسان را مشمول شفاعت مي‌کند.


    *چه کساني شايستۀ شفاعت نيستند؟
    قرآن کريم با کمال صراحت مي‌فرمايد: برخي افراد لياقت شفاعت ندارند و نمي‌توانند از آن بهره‌مند گردند:
    «في‏جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ، عَنِ الْمُجْرِمينَ، ما سَلَكَكُمْ في‏سَقَرَ، قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكينَ، وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضينَ، وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ»[11]
    استفهام در اين آيه، استفهام تعجبيّه است. يعني وقتي بعضي از شيعيان به جهنّم مي‌روند، برخي از بهشتيان که گويا جهنّمي‌ها را مي‌بينند، با تعجّب از آن‌ها سؤال مي‌کنند: شما که شيعه بوديد، چرا به جهنّم رفتيد!؟ يک دسته مي‌گويند: ما نماز نمي‌خوانديم و شباهت به اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» نداشتيم. آن‌ها در حقيقت اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» را نديده‌اند که بخواهند مورد شفاعت واقع شوند. يک دسته مي‌گويند ما نماز مي‌خوانديم، امّا به قانون مواسات عمل نمي‌کرديم و به فکر ديگران نبوديم و به مستمندان کمک نمي‌کرديم.
    شيعۀ حقيقي، با دو بال پرواز مي‌کند، يکي رابطه با خداوند مانند نماز و روزه و ديگري با بال رابطه با مردم يعني کمک کردن به خلق خدا. قرآن کريم کمک به بندگان را از همۀ انسان‌ها به قدر توان خواسته است:
    «لِيُنْفِقْ ذُوسَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَعَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[12]


    *از حداقل کمک به دیگران مضایقه نکنیم
    هر کسی به اندازۀ توان خود بايد به ديگران کمک کند؛ کساني که وضع بهتري دارند، بيشتر کمک کنند و آنان که نمي‌توانند و فقير هستند، به هر اندازه که براي آنان مقدور است، بايد کمک نمايند. کسي که فقير است و فقط به اندازۀ خود و خانواده درآمد دارد، نبايد خود را از کمک به ديگران تبرئه کند. همان‌گونه که بارها متذکّر شده‌ايم، حدّاقل کمک به ديگران، آزار نرساندن به آن‌هاست. اگر کسي هیچ‌گونه کمکي نمی‌تواند بکند، دست کم بايد مواظب باشد از ديگران غيبت نکند، به آنان تهمت نزند و يا اهانت ننمايد. اگر نمي‌تواند مانند حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» غذاي خود را به ديگري ببخشد، لااقل با کارشکني و شايعه و تهمت، سنگ اندازي نکند و موجبات آزار ديگران را فراهم نسازد و به مردم ظلم نکند.
    دسته سوم از جهنّميان مي‌گويند: ما نماز مي‌خوانديم، به ديگران نيز کمک مي‌کرديم، امّا تجمّل‌گرا بوديم و خانه و محلّ کار و جامعۀ ما، مملو از گناه و فساد اخلاقي بود: «وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضينَ».


    *عاقبت بی‌توجهی به معاد
    دستۀ چهارم که مورد بحث ما است، مي‌‌گويند: ما اصلاً به فکر معاد نبوديم: «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ».هیچ گاه به قيامت فکر نمي‌کرديم، با خود نمي‌انديشيديم که معاد چيست و سرنوشت انسان‌ها چه مي‌شود و چه مشکلاتي فرا روي انسان‌ها در قيامت خواهد بود و قيامت را تکذيب مي‌کرديم. اين افراد در زندگي دنيا، مانند کرم ابريشم در پيلۀ دنيايي خود می‌تنند تا مرگ آن‌ها فرا رسد.
    سپس، قرآن کريم، حقيقت مهمّي را بيان مي‌کند و مي‌فرمايد:
    «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ»[13]
    در این آیه خداوند به نگهبانان جهنم می‌فرماید: آيا مي‌دانيد چرا اين افراد به جهنّم آمدند و مورد شفاعت واقع نشدند؟ آنان به خاطر دوري از نماز و انفاق و در اثر گناه و تکذيب معاد، لياقت شفاعت ندارند و نمي‌توانند از آن نعمت بزرگ بهره‌مند گردند.


    * شرط اساسي تحقّق شفاعت
    همان‌طور که بيان شد، شفاعت مسلّم است و ترديدي در آن راه ندارد؛ مثلاً امام حسين«سلام‌الله‌عليه» بيش از همه شفاعت مي‌کنند. عزاداری‌ها و گریه‌ها برای وجود مقدس حضرت اباعبدالله الحسين و بالاخره قرار گرفتن تحت ولايت امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌ع ليه» بسیار ارزنده است و انسان را لايق برخورداري از شفاعت مي‌کند، اما بنا بر فرمایش حضرت امام رضا«سلام‌الله‌عليه» در روايت سلسلة الذّهب که فرمودند:«بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»[14]، شفاعت هم شرط دارد و شرط آن اين است که در نامۀ عمل انسان، نشانی از تشیّع وجود داشته باشد تا مشمول شفاعت شود؛ زيرا در روز قيامت نامۀ اعمال را با اعمال چهارده معصوم«سلام‌الله‌عليهم»می ‌سنجند.
    حال با توجّه به مطالبي که بيان شد، آیا با وجود مفاسد اخلاقي، اقتصادي و اداري حاکم بر جامعه، این توجیه صحیحی است که بگوييم «همه غرق گناهيم و يک حسين داريم»؟ آيا جامعۀ فعلي، در صداقت، امانت‌داري، وفاي به عهد و در انفاق و عمل به قانون مواسات، در راه اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» حرکت مي‌کند تا در قيامت نيز به دنبال ايشان حرکت کند؟ آیا با اين وضعيّت حجاب و عفاف در حال حاضر بین خانم‌ها وجود دارد و با اين بي‌غيرتي که مردها به آن مبتلا شده‌اند، مي‌توان انتظار شفاعت داشت؟


    *مراقبت حضرت زهرا نسبت به حجاب
    کتب معتبر شيعه و سنّي نقل می‌کنند که حضرت زهرا «سلام‌الله‌عليها» در روزهاي آخر زندگي، پس از تحمّل شدائد و مصائب فراوان، بسيار ناراحت بودند، وقتي از ايشان سؤال شد چرا ناراحتيد؟ فرمودند: وقتی از دنيا مي‌روم، به رسم عرب، مرا در تابوت‌هايي مي‌گذارند که حجم بدنم پيدا مي‌شود و نامحرم حجم بدنم را مي‌بيند و من از اين باب ناراحت هستم! خادم ايشان، عماري و تابوتي را شبيه آنچه در عجم رواج داشت، برايشان تشريح کرد. او تختي در مقابل حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» آورد و آن را وارونه کرده و چند تکۀ چوب اطراف تخت گذاشت و پارچه‌اي روي آن انداخت به طوری که يک عماري درست شد. حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» که از موقع رحلت پیغمبر اکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآل ‌وسلّم» تا آن لحظه، تبسّم نکرده بودند، با ديدن عماري، تبسّم کردند و خوشحال شدند؛ پس از آن وصيّت کردند که براي تشييع جنازه، ايشان را در آن عماري قرار دهند.[15]
    گرچه پس از آن، سياست اسلام اقتضا کرد که وصيّت کنند ايشان را شبانه غسل، کفن و دفن کنند و احدي با خبر نشود [16]، ولي به هر حال، اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌ع ليه» به آن وصيت نيز عمل کردند.
    حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها»که شفيعۀ روز قيامت است و همه مشتاق و در طمع شفاعت ايشان هستند، راجع به حجاب و عفاف، چنين حسّاسيّت و مراقبتي دارند. ولی آيا وضعیت اخلاقي جامعۀ فعلي و وضعيّت نگران کنندۀ حجاب و عفاف و بی غیرتی مردان و بی‌عفتي زنان، با آن دقت و حساسيّت حضرت زهرا در اين زمينه سنخيت دارد؟
    اگر سنخيت ندارد، اين جامعه و افراد آن نبايد توقّع شفاعت داشته باشند و نبايد در توهّم برخورداري از شفاعت، با شعار «همه غرق گناهيم و يک حسين داريم»، آرزوي بيجا و دست نيافتني در سر بپرورانند.

    یي‌نوشت‌ها
    =================
    1. مريم/ 72- 71
    2. اسراء/ 72- 71
    3. بقره / 255
    4. انبياء / 28
    5. مدثر / 48
    6. نساء/ 64
    7. ضحي / 5
    8. ر.ک: تفسير فرات کوفي، ص 571؛ شواهد التنزيل، ج ‏2، ص 447 و ...
    9. ر.ک: الفضائل (ابن شاذان)، ص 121
    10. ر.ک: امالي الصدوق، ص 116؛ روضة الواعظين، ج 1، ص 113
    11. مدثر / 46-40
    12. طلاق / 7
    13. مدثّر / 48
    14. عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 135
    15. ر.ک: کشف الغمّه، ج 1، ص 504؛ اسد الغابه، ج 6، ص 226 و ...
    16. بحار الانوار، ج 43، ص 214

     

    نویسنده : حسین فیروزاردکانی معاون آموزش بازدید : 282 تاريخ : سه شنبه 9 تير 1394 ساعت: 16:31
    برچسب‌ها :